سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
197
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
قاضى شريح بن حارث به معاويه نوشت كه : « گواهى مىدهم كه حجر ، مسلمانى متقى است ، در نماز ثابت قدم است ، صدقه مىدهد ، روزه را در ماه رمضان برپا مىدارد و هميشه حج و عمره را برگزار مىكند . . . و او واقعا مقام والايى در اسلام دارد . » ( 95 ) با وجود اين ، زياد از مردم دعوت كرد تا صحت اعلام جرم را تصديق كنند . نقل مىشود كه هفتاد نفر از مردم ، كه از ميان آنها ، چهل و پنج نفر به طور مشخص ذكر مىشوند ، سند را امضا كردند . ( 96 ) مسلما بعضى از اين امضاءها جعل شدهاند ، همچنانكه معمولا در مآخذى كه اين اسامى را آوردهاند ذكر مىشود . شريح قاضى در نامهاى به معاويه اعتراض مىكند كه وى هرگز اين اعلام جرم را امضاء نكرده است و نام وى بدون اطلاع او اضافه شده است . جمعى ديگر ، بعدها با اظهار اين مطلب كه زياد آنان را براى تصديق اتهامات ، تحت فشار قرار داده بود ، عذرخواهى مىكنند . ( 97 ) چون زندانيان بر معاويه وارد شدند از سوى قبائل ، فشار شديدى بر او وارد شد تا اعضاى مربوط به طايفه خود را آزاد كنند . هفت نفر از اين چهارده نفر به خاطر تلاشها و اعمال نفوذ خويشان خود آزاد شدند . به حجر و شش نفر ديگر فرصت داده شد تا جان خود را با دشنام و تقبيح آشكار على ( ع ) نجات دهند دژخيمان معاويه به آنها گفتند كه : « به ما فرمان دادهاند تا به شما فرصتى دهيم كه جان خود را با دشنام گفتن و تقبيح نمودن على ( ع ) نجات دهيد ، اگر از انجام اين امر سرباززنيد شما را خواهيم كشت . » حجر و آن شش نفر ديگر با استوارى پاسخ گفتند : « به خدا قسم هرگز چنين نخواهيم كرد . » در نتيجه گردن آنها را زدند . ( 98 ) اقدام آنها كه زندگى خود را قربانى كردند اما هرگز على ( ع ) را به بدى ياد نكردند موضوعى است كه به هيچ وجه نمىتوان آن را ناچيز شمرد : مفهومى در آن وجود دارد كه ژرفتر از سطح منافع سياسى است . تاريخ مذهب پر از مردانى است كه به جاى سازشكارى در راه اعتقادات و ايمان خود مردهاند و قربانى گشتهاند و تاريخ انسانى را به هيچوجه نمىتوان تنها بر پايهء شرايط سياسى و اقتصادى توجيه كرد . مطالعه تاريخى تنها بر اساس شرايط مادى واقعا پديدهاى تاسفآور از تاريخنويسى جديد است .